دعای خسته دلان مستجاب می افتد

یا اباصالح ادرکنی

دلـم ز هـجر تو در اضطراب مـی افتـد         به سان زلف تـو در پیچ و تاب می افتد

شـبی كـه بی تو اَم ای ماه محفل اَفروزم        دلـم زهجر تـو از رنگ و آب می افتد

تـو آن مـهی كه اگـر مهر رخ بَر اَفروزی        زچشـم اهل نظـر آفتاب مـی افتـد

 تـو آن گـلی كه ز پاكـی طراوتی داری        كه گل به پیش تو از رنگ و آب می افتد

بـه یاد روی تـو اِی گُل، عبور خاطر مـن        به باغ صبر غـزل های نـاب می افتـد

اگر به گوشه ی چشمی نظر كنی اِی دوست        دعای خسته دِلان مستجـاب می افتـد

 

 

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان 

 

 

 

 

شعر امام زمان (عج) در محرم

روزی هزار بار که شکر خدا کنیم 
شاید که حق آمدنش را ادا کنیم
شب های ماتم آمده باید که خویش را
آماده تا برای دو ماه عزا کنیم
امسال هم بدون تو سرزد هلال غم
کی با رخ تو دیده به این ماه وا کنیم
ما عهد کرده ایم، به هر بزم روضه ای
اول برای روز ظهورت دعا کنیم
صاحب عزا بیا که به اذن نگاه تو
در سینه باز خیمه ماتم بپا کنیم
دستی بده که سینه زن نوحه ها شود
اشکی بده که خرجی این دیده ها کنیم
شاگرد مکتب شهدا و ولایتیم
هیهات اگر که بیرقتان را رها کنیم
یک روز میرسد که همه در جوار تو
عزم زیارت نجف و کربلا کنیم

آجرک الله یا بقیه الله

بوی محرم می آید

باز بوی محرم می آید.

باز آوای نوحه از مسجد محله می آید. باز پرچم های سیاه برپا می شود. باز لباس های سیاه از چمدان ها بیرون می آیند. باز علم ها برپا می شوند. باز جوانان عاشق سیاه پوش می شوند.

باز هنگام عزا فرا رسیده. باز ندای سرو قد مصطفی خمیده در کوچه ها پیچیده، باز ندای" ای جوانان بنی هاشم بیاید علی را بر در خیمه رسانید" زمزمه لبهای عاشق می شود. باز بوی محرم می آید، بوی رایحه سیب، بوی عطر حسین، بوی خوب سینه زدن پسر بچه های همسایه....

باز بوی محرم می آید.

فدای لب تشنه ات یا حسین (ع)

 

 

عید قربان

در روایات مختلف دین اسلام آمده‌است که پیامبر بزرگ الهی حضرت ابراهیم (ع) در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.

او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر می‌روند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می‌شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می‌یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می‌فرستد.

این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضه‌ای برای حجاج می‌گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.

کرپن‌ها، همان روحانیان دین «مهر» بوده‌اند و به دلیل قربانی کردن «گاو» از سوی ایشان، واژهٔ «قربانی» نیز از همینان برگرفته شده البته برخی معتقدند بدلیل اینکه این عمل برای رضای خدا و نزدیکی به خدا "قربتا الی الله" انجام می‌شود این عید را عید قربان می‌نامند.


ندا آمد که، ابراهیم، بشتاب

رسیده فرصت تعبیر آن خواب

به شوق جذبه عشق خداوند

برآ، از آب و رنگ مهر فرزند

اگر این شعله در پا تا سرت هست

کنون، یک امتحان دیگرت هست

مهیا شو طناب و تیغ بردار

رسالت را به دست عشق بسپار

صدا کن حلق اسماعیل خود را

به قربانگه ببر هابیل خود را

منای دوست قربانی پسندد

تو را آن سان که می دانی، پسندد

خلیل ما! رضای ما  در این است

عبودیت به تسلیم و یقین است

ببین بر قد و بالای جوانت

مگر، نیکو برآید امتحانت

نفس در سینه افتاد از شماره

ملائک اشک ریزان در نظاره

پدر می بُرد فرزندش به مقتل

که امر دوست را سازد مسجّل

پدر آمیزه ای از اشک و لبخند

پسر تسلیم فرمان خداوند

منا بود و ذبیح و شوق تسلیم

ندا پیچید … در جانِ براهیم

خلیلا! عید قربانت مبارک

قبول امر و فرمانت مبارک

پذیرفتیم این قربانی ات را

پسندیدیم سرگردانی ات را

بر این ذبح عظیمت آفرین باد

شکوه عشق و تسلیمت چنین باد.

 

مهدی  بیا

 

مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا

گل با صفاست اما بی تو صفا ندارد

گر بر رخت نخندد در باغ جا ندارد

پیش تو ماه وباید رخ بر زمین بساید

بی پرده گر بر آید شرم وحیا ندارد

مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا

ای وصل تو شکیبم ای چشم تو طبیبم

باز آ که درد هجران بی تو دوا ندارد

فریاد بی صدایم در سینه حبس گشته

از بس که ناله کردم آهم صدا ندارد

مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا

گفتم که در کنارت جان راکنم نثارت

تیغ از تو گردن از من چون وچرا ندارد

هرکس تو را ندارد جز بی کسی چه دارد

جز بی کسی چه دارد هرکس تو را ندارد

 

 


 

عشق به امام زمان (عج)

 

به انتظار و امیدی نشسته ام که بیائی
بیائی و گـره از کـار بسته‏ام بگشـائی

دلم گرفته ازین جمعه های خلوت و غمگین

دلم گرفته ازین لـحظـه‏هـای تـلخ جـدائی

غبـار آمدنت را ندید قطـره‏ی اشـکی

اشاره ای به ظهورت نکرد دست دعائی


اللهم عجل لولیک الفرج

 

سلام برمهدی

 

عمريست كه از حضور او جا مانديم
در غربت سرد خويش تنها مانديم

او منتظرست تا كه ما برگرديم
ماييم كه در غيبت كبري مانديم

 

 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

ای پــادشــه خـوبـان داد از غــم تـنــهــایی

ای پـــادشــه خـوبـان داد از غـــــم تـنــهـــایی

دل بـی تو به جان آمد وقت است که بازآیــی

مشــتــاقـی و مهجوری دور از تو چنانـم کرد

کــــز دست بـخـواهـد شـد پـایـاب شـکـیبـایی

شب تار را روشنايي و زمستان سرد را گرما و خاموش كننده شعله طغيان و سركشي اوست. اساس ظلم را بركندن و نهال زيباي عطوفت و مهرباني را نشاندن فقط به دستان نيرومند و لطيف او امكان پذير است. وقتي او بيايد ديگر خبري از گرد و غبار ظلم و بي عدالتي در سرتاسرگيتي نخواهي يافت و ناله هاي جان سوز كودكان يتيم و كهنسالان بي رمق را حتي كنج ويرانه ها و تاريكي شبها نخواهي شنيد .

ديگر نداي ظلمت نفسي را براي آمدنش تأويلي نيست كه اگر ظلمي بر خواست بي ترديد در غيبت اوست.

خود حضرت اين نويد را داده اند در جواب به يكي از ياران خود كه:

« ابي الله عزوجل للحق الا اتماما و للباطل الا زهوقا»

[ اراده حتمي خداوند بر اين قرار گرفته كه دير يا زود پايان حق پيروزي و پايان باطل نابودي باشد]

اي تصوير مجسم حق و عدالت و اي نابود كننده ظلم و جنايت همچنان با خيل عظيم عاشقانت سحرگاهان چشم انتظارت هستيم و دست در دست هم شكوه به درگاه ايزد منان بريم كه أين بقيةاله...

 

فراق یار

در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازیم

تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم

شب هجران تو اخر نشود رخ ننمایی

در همه دهر تو در نازی و ما گرد نیازیم

آید آن روز که در بازکنی پرده گشایی

تا به خاک قدمت جان و سر خوش بیازیم

 

******

چند وقتیست دلم پی دلداری نیست

برده ام دل به حراج ، هیچ خریداری نیست

 

گشته ام طالب دیدار نگارم چه کنم

ولی انگار دگر فرصت دیداری نیست

 

هرچه غم بر تو رسیده همگی تحفه ی ماست

پس چرا بر دل رنجور تو غمخواری نیست

 

همه دانیم که دنیا به ظهور تو گلستان گردد

از چه در این ره دشوار زما کاری نیست

 

هر نفس دم زده ایم ما که غلامت هستیم

ترسم این است چو موعد برسد یاری نیست

 

همه  گو ئیم بیا غافل  از  آنیم  هنوز

که تو خوددر بر مائی چشم هوشیاری نیست.

 

غروب جمعه دلگیر است

از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدند: علت این که عصرهای جمعه دل انسان می‌گیرد و غمگین می‌شود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضه‌ی اعمال انسان‌ها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر می‌شوند. او قلب و مدار وجود است.»

پس بیاییم ارتباط خود را قوی‌تر کنیم و رفاقت داشته باشیم؛ آن هم با کسی که بیش از همه به او محتاجیم و گردن ما حق دارد. امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) از تمام انبیا و اوصیاءشان به جز پیامبر خاتم (صلوات الله علیه و آله) و وصّی ایشان برترند. ایشان بهترین ارتباط را با خداوند دارند. این لطفی از الطاف الهی است که ما از امت این پیامبر و این امام هستیم.

در روایات آمده است که انبیای گذشته اگر در جایی گرفتار می‌شدند به ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) متوسل می‌شدند، ولی ما با این که جزو امت ایشان هستیم، این قدر عقب افتاده ایم.

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم / ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم

دیریست که دلداده ما خانه نشین است / جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است . . .

یا مهدی ادرکنی 

 

یا اباصالح ادرکنی

مهدی جان !

گر بیایی کویر خسته  شب

گلشن مهر و نور می گردد.

گر بیایی به زیر پای طلوع

چاه ، راهِ  عبور  می گردد .

اللهم عجل لولیک الفرج